قاب زندگی

یک زن هستم در قاب زندگی

قاب زندگی

یک زن هستم در قاب زندگی

مرد بهاری

شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۵۲ ب.ظ

این یک روایت از دکتر داروسازی است که اولین بار وقتی داروی خارجی ای را خواسته بودم، نمونه ی ابرانی اش را نیز آورد و شمرده شمرده برایم گفت: هرچیزی تو این خارحیه هست دقیقا تو همین ایرانیه هم هست و این فقط چون گمرک خورده گرون تره وگرنه کیفیتشون یکیه. وقتی داروی های دیگری خواسته بودم با لحن یک پدر دلسوز توصیه کرده بود داروی غیرضروری نخرم، خودم و دخترم را به دارو عادت ندهم. وقتی با تعجب گفته بودم: اینطوری که شما پیش می رید داروهاتون همه می مونه سرتون جواب داده بود: روزی من رو که مشتری ها نمی دن، روزی من رو خدا می ده.
این روزها که آشناتر شده ایم سپرده بود اگر کسی در دارو و درمان مشکلی داشت خبرش کنم. دو روز قبل از عید زنگ زد به همسرم که من در طول عید مسافرت هستم و باید یک امانتی به دستتان برسانم. آمد جلوی مجتمع. چندتا معرفی نامه داده که اگر نیازمندی را می شناسم که توان پرداخت ویزیت را ندارد یکی از این ها را بدهم تا پیش یکی از چند دکتری برود که دوست آقای دکتر هستند و فقط برای پول نیست که کار می کنند. چند دکتز را معرفی کرد که در طول عید در مطبشان هستند و اصرار داشت قبل از عید به دستمان برساند که در مدت عید اقای دکتر مشهد است و نکند کار کسی لنگ بماند. شاید کار کسی با این ها راه افتاد
و من به مردی فکر می کنم که موقع طراحی این برگه ها به فکر کار خیر بود اما نه با تکبر، نه با خود برتربینی. نه با کمتر دانستن فقرا. مردی که گرفتن نبض دل را هم بلد است و بیمار را دوست خودش معرفی می کند تا نکند آن نیازمند غرورش زیر بار نداری ترکی بردارد. به دکترها سپرده این قضیه را حتی به منشی شان هم نگویند که نکند به این ها کمتر از بقیه ی بیماران احترام کنند. موقع دادن برگه گفت: البته دروغ هم نمیشه چون ما آدم ها همه به نحوی خواهر و برادر هستیم، پس دوست هم هستیم.
به این فکر می کنم که شهر ما پر از پیامبرانی ست که آرام و بی صدا عشق و مهربانی پخش می کنند، بدون این که شناخته شوند.
با وجود این آدم ها همه ی فصل ها بهار است. این روایت فقط یک روایت از مردمان نیک روزگار ماست.

مرد بهاری

۹۶/۰۱/۱۲
سهیلا ملکی

نظرات  (۱۰)

خدا زیاد کند این جواهرهای روزگار رو...
هعی
این چیزها را می شنوم  و می بینم حس می کنم هنوز هم دنیا جای ماندن است!


با اجازه میذارمش داخل پیوندهام
پاسخ:
کلا هرچیزی خواستی بردار نیاز به اجازه نیست
از خدام هم باشه
طیب الله انفسهم و کثر الله امثالهم :)
مصمم تر شدم برای بیشتر خوندن و پزشکی اوردن

به امید روزی که شرمنده نباشم برای نتونستن کمک کردن به کسی

راستی شما یه ماه دیگه کنکور دارید...
عااتالی بخونیم::)))
راستی برام دعا کنیییید
ممنوووون
پاسخ:
چه خوب، مملکت به پزشک متعهد و با اخلاق خیلی نیاز داره

راجع به کنکور خودم بعد کنکور بهت میگم :)

ان شاء الله بهترین نتیجه رو میگیری
الحمدلله
چه حال خوبی داشت این پست
آدم خوشحال میشه هنوزم خوبی رو در آدمهای اطرافش ببینه :)
پاسخ:
بله واقعا خوشحال کننده س

سلام بانو

عجب مطلبی بود. دل ادم حال میاد. خدا کنه امثال اینچنین دکتها توی مملکتمون روز به روز بیشتر شه

اتفاقا دیشبم یه کلیپ میدیدم ا ز خانم دکتر لباف که متخصص زنان بود و موقع تولد بچه ها تو گوششون اذان و اقامه میگفت و کامشونو با تربت امام حسین باز میکرد. چقدر ادم دوست دارم این مدل ادمها توی جامعه بیشتر و بیشتر بشن

پاسخ:
سلام خانوم
بله ان شاء الله
ایشون از طرف رهبر در سال 85 زن نمونه انتخاب شدن
پس هنوز هم پیدا میشه از این انسان های بزرگ...
پاسخ:
خداروشکر هستن ولی گمنامن
۱۵ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۲۳ آقای سر به هوا ...
من خودم به همه اطرافیام پیشناد میکنم از داروهای شیمیایی استفاده نکنن حتی دکتر طب سنتی هم معرفی میکنم تا با هزینه کمتر درمان بشن ...
درود به شرفش ...
پاسخ:
شما هم انسان شریفی هستید
قبل از گذاشتن این کامنت هم نظرم همین بود
خدا حفط کنه چنین افرادی رو.قدیم ها از مادر بزرگم چنین نمونه هایی شنیده بودم.اما حالا نه دیده بودم نه شنیده.
مثل نسبم بهشتی بود این پست.خدا زیاد کنه این آدمها رو
پاسخ:
عه من زیاد دیدم
پس لازم شد بنویسمشون
خدا به شما هم خیر بده که با نوشته ها یاد می دهی چطور میشه در این دوره و زمانه با شرافت زندگی کرد..
پاسخ:
ممنون عزیزم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی